۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

[quote=sajjad.m;2050660] چشمهای تو گلهای یادند
در زمستان خاموش بیداد
وه چه تاریک و افسانه زادند
خون نیلوفران بهارند
با رگ شاخساران بی برگ
چشمه سارند و ایینه وارند
آن شکوه گریزان اندوه
ای دو چشم هراسان شمایید
در زمستان خاموش بیداد
یاد را برترین پادشایید



تفسیر آواتار hrkb2000

درود گرامی

در اندیشه ، باید جست آن کس را که به ما وعده آرام بودن میدهد
در خیال خویش باید دید ؛ آن انسان را که طراوت و شادمانی
در نگاه او معنا خواهد گشت
در سرور داشتن ؛ باید خواست آن جادوگری را که سحرش دل رمیده ما را
اسیر خواهد کرد .
این تویی که از پس دنیای مکررت ،
به تکاپو افتاده ای
هنوز باورت نیست که باید عبور ها را از برای قدم های او بگشایی
تا ؛ آن انسان که در خارج از حصاری که ساخته ای اینچنین غوغا میکند
به بزم تنهایی تو آید و آنگاه که به خلوت تو گام نهد
چه شوری میبخشد دنیای تو را
تو را خواهم دید ، که در شک گرفتاری
و در خواستن اسیر
و در نداشتن مضطرب
موفق باشید

س.م.چتر به دست [/quote]

برادرم آقا سجاد


چیزی که برای من مهم بود دقیقا

شک و ترس و اضطراب بود

ولی چه سخت است

گذشتن از این ترس

چه سخت است اطمینان کردن

چه سخت است به کسی که امتحان خود را پس داده بود

دوباره اطمینان کرد

و حال باید طعم شکست را تجربه کرد

برای بدست آوردن یک تجربه زمان و سختی و صبر لازم است

ولی آزمده را آزمودن خطاس

که من خطا کردم

هیچ نظری موجود نیست: