[quote=sajjad.m;2050660] چشمهای تو گلهای یادند
در زمستان خاموش بیداد
وه چه تاریک و افسانه زادند
خون نیلوفران بهارند
با رگ شاخساران بی برگ
چشمه سارند و ایینه وارند
آن شکوه گریزان اندوه
ای دو چشم هراسان شمایید
در زمستان خاموش بیداد
یاد را برترین پادشایید

تفسیر آواتار hrkb2000
درود گرامی
در اندیشه ، باید جست آن کس را که به ما وعده آرام بودن میدهد
در خیال خویش باید دید ؛ آن انسان را که طراوت و شادمانی
در نگاه او معنا خواهد گشت
در سرور داشتن ؛ باید خواست آن جادوگری را که سحرش دل رمیده ما را
اسیر خواهد کرد .
این تویی که از پس دنیای مکررت ،
به تکاپو افتاده ای
هنوز باورت نیست که باید عبور ها را از برای قدم های او بگشایی
تا ؛ آن انسان که در خارج از حصاری که ساخته ای اینچنین غوغا میکند
به بزم تنهایی تو آید و آنگاه که به خلوت تو گام نهد
چه شوری میبخشد دنیای تو را
تو را خواهم دید ، که در شک گرفتاری
و در خواستن اسیر
و در نداشتن مضطرب
موفق باشید
س.م.چتر به دست [/quote]
برادرم آقا سجاد
چیزی که برای من مهم بود دقیقا
شک و ترس و اضطراب بود
ولی چه سخت است
گذشتن از این ترس
چه سخت است اطمینان کردن
چه سخت است به کسی که امتحان خود را پس داده بود
دوباره اطمینان کرد
و حال باید طعم شکست را تجربه کرد
برای بدست آوردن یک تجربه زمان و سختی و صبر لازم است
ولی آزمده را آزمودن خطاس
که من خطا کردم
در زمستان خاموش بیداد
وه چه تاریک و افسانه زادند
خون نیلوفران بهارند
با رگ شاخساران بی برگ
چشمه سارند و ایینه وارند
آن شکوه گریزان اندوه
ای دو چشم هراسان شمایید
در زمستان خاموش بیداد
یاد را برترین پادشایید

تفسیر آواتار hrkb2000
درود گرامی
در اندیشه ، باید جست آن کس را که به ما وعده آرام بودن میدهد
در خیال خویش باید دید ؛ آن انسان را که طراوت و شادمانی
در نگاه او معنا خواهد گشت
در سرور داشتن ؛ باید خواست آن جادوگری را که سحرش دل رمیده ما را
اسیر خواهد کرد .
این تویی که از پس دنیای مکررت ،
به تکاپو افتاده ای
هنوز باورت نیست که باید عبور ها را از برای قدم های او بگشایی
تا ؛ آن انسان که در خارج از حصاری که ساخته ای اینچنین غوغا میکند
به بزم تنهایی تو آید و آنگاه که به خلوت تو گام نهد
چه شوری میبخشد دنیای تو را
تو را خواهم دید ، که در شک گرفتاری
و در خواستن اسیر
و در نداشتن مضطرب
موفق باشید
س.م.چتر به دست [/quote]
برادرم آقا سجاد
چیزی که برای من مهم بود دقیقا
شک و ترس و اضطراب بود
ولی چه سخت است
گذشتن از این ترس
چه سخت است اطمینان کردن
چه سخت است به کسی که امتحان خود را پس داده بود
دوباره اطمینان کرد
و حال باید طعم شکست را تجربه کرد
برای بدست آوردن یک تجربه زمان و سختی و صبر لازم است
ولی آزمده را آزمودن خطاس
که من خطا کردم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر