از یک جایی آدم دست و پا زدن را رها می کند.
از یک جایی فقط تماشا می کند
غرق شدن خویش را ...
خیره می ماند ...
ساکت می نشیند و باز تماشا می کند ...
که چطور می گذرد و می گذرند ...
از یک جایی به بعد حرف نمی زند ...
گوش نمی کند ... تماشا هم نمی کند حتی! ...
از یک جایی فقط تماشا می کند
غرق شدن خویش را ...
خیره می ماند ...
ساکت می نشیند و باز تماشا می کند ...
که چطور می گذرد و می گذرند ...
از یک جایی به بعد حرف نمی زند ...
گوش نمی کند ... تماشا هم نمی کند حتی! ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر