تمام من ، تمام شب در انتظار یک صداست
صدای من سکوت تو، و این صدا چه آشناست
تمام شب به انتظار ، فقط نگاه میکنم
تن به شب تنیدهام ، اگرچه از شما جداست
راز تو ... رد پای تو ، به روی لحظه لحظهام
منم و یک نگاهِ تر، و راز تو که برمَلاست
شب و هبوط روشنی درون خوابهای من
من و دو چشم بستهای که رو به سیمای شماست
شبی پر از تلاطمِ بغض نشسته در گلو
شبی که تازیانهاش ، پاسخ عاشقانههاست...
به کنج شب خزیدهام، به زیر دفتر سکوت
به عمق تیره تنم، سکوت رمز انزواست
شب و نگاه آینه درون چشمهای من
دوباره من ، دوباره شب ، و این ... تمام ماجراست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر